گروه آو
اینجــــا
لایق «خانه» بودن است.
چشمانداز آو
ما در جایی زندگی میکنیم که تصمیم گرفتهایم به آن خانه بگوییم.
ما حرکاتمان را در رابطه با معماریای سامان میدهیم که عینا اطراف ماست. به دیگر عبارت، ما در فضاهایی زندگی میکنیم که تصمیم گرفتهایم به آنها خانه بگوییم. در آو، ما فضاهایی خلق میکنیم که بتوان آنها را «خانه» خواند.

وقتی که از خانهای به خانهی دیگر نقلمکان میکنیم، تمرکزمان بر روی استقرار در جای جدید است. چیدمان اثاثیه، باز کردن جعبههای وسایل و قرار دادن چیزهایی که روزانه استفاده میکنیم در جاهایی که باید باشند. اما گاهی حتی وقتی که در جایی استقرار پیدا کردهایم، در آن احساس «قرار» نمیکنیم. احساس نمیکنیم که «در خانهایم».
خانه، جاییست که در آن آرام و قرار بگیریم. مسکن وجودی فیزیکی است؛ اما خانه داستانیست که دربارهی کیستیمان به خود میگوییم و اینکه دوست داریم چه کس و چه چیزهایی را در نزدیکترین فاصله به خودمان داشته باشیم. مسکن با بوی پختوپز و خراشیدگی روی راهپله و خطهای خودکار روی دیوارها «خانه» میشود. خانه جاییست که در آن تجربیات خوبی از زندگی داریم؛ جایی که امکانات و خواستههایی که از یک مکان داریم، برآورده میشوند.


سعداله مریمی